امروز پنج شنبه Nov 26, 2009 4:18 am



Welcome
کاربر گرامی!شما به صورت میهمان در انجمن هستید برای اینکه امکان نوشتن در انجمن را داشته باشید باید ابتدا ثبت نام کنید.اگر قبلا ثبت نام نموده اید با درج نام کاربری و رمز خود وارد سیستم شوید.


ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 3 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: سبکهای سینمایی
پستارسال شده در: جمعه Apr 18, 2008 4:22 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه Apr 18, 2008 4:20 pm
پست ها : 14
مفاهیم سینمای معناگرا



سینمای معناگرا از نخستین سیاست های اجرایی " محمد مهدی حیدریان " پس از حضور در راس امور معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود . به دلیل وام های حمایتی این نوع سینما ، بسیاری از کارگردانان و سینماگران به سوی این سینما حرکت کرده و دیگر به کیفیت و محتوای فیلم های خود اندک توجهی نکردند تا این فرصت استثنایی را از دست ندهند . سینمای معناگرا ، مدلی که به گفته ی دبیر جشنواره ژانر نیست ، بلکه مجموعه ای از آثار را در بر می گیرد که به " دنیای فراماده " توجه دارد .
حاصل این سینما یادآور سینمای عرفانی و گلخانه ای دهه ی شصت بود . در چنین نگاهی ، کمال تبریزی فیلم « یک تکه نان » را عرضه کرد ، مجید مجیدی به اثر « بید مجنون » رسید و رضا میر کریمی فیلم « خیلی دور ، خیلی نزدیک » را به معرض نمایش گذاشت .
سیمرغ بلورین بهترین فیلم در این بخش - سینمای معناگرا - به رضا میرکریمی برای فیلم « خیلی دور ، خیلی نزدیک » رسید .
و اما "جواد شمقدری" ، مشاور هنری رئیس جمهور ، در پاسخ به این سوال که ارزیابی شما از فیلم هایی که در جشنواره فجر امسال حضور داشتند ، چیست ؟ گفت : « انتظار می رفت با مدیریت جدید حاکم شده و با اتخاذ سیاست ها و شیوه های جدید و برنامه ریزی های جدید جشنواره به سوی انتخاب گزینشی برگزیده ها حرکت کرده و به ترمیم خسارت ها بپردازد ، اما با نوع مدیریتی که عمدتا مجموعه ای از کارگردان های دوره های قبل هم بوده اند ، کمترین امید محق نشد و بیش از 80 درصد از فیلم ها در راستای دولت اسلامی آقای احمدی نژاد نبود . البته جا دارد فضاها متفاوت شوند ، اما فیلم های مثبت و خوب جشنواره به تعداد انگشتان دست می رسید ».
من به شخصه از اظهار نظرهای آقای شمقدری در عجبم که ایشان چطور 80 درصد فیلم ها را در خلاف جهت تحقق اهداف دولت آقای احمدی نژاد می خوانند ؟ می خواهم از ایشان بپرسم که آقای " محمد مهدی حیدریان " که در راس امور معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد هستند توسط چه کسی انتخاب شده اند ؟ مگر ایشان از اعضای همین دولت نیستند ؟ چطور می شود یکی از اعضای این دولت در راستای تحقق اهداف دولت حرکت نکند و همچنان در راس قرار داشته باشد ؟
اگر بیش از 80 درصد فیلم ها اینگونه بود ، چرا اجازه ی اکران به آنها دادید ؟ مگر هیات ناظر و هیئت منتخب از کجا آمده بودند ؟ از همین دولت ! آقای شمقدری فیلم هایی مثل « زمستان است » ، « هوو » ، « باغ فردوس 5 بعدازظهر » ، « عصر جمعه » و « کافه ستاره » را برخوردار از فضاهای زننده دانستند و فیلم هایی مانند « وقتی همه خواب بودند » ، « به نام پدر » ، « شاهزاده ایرانی » و « زاگرس » را خوب ارزیابی کردند ! و همچنین با دادن تخفیفی ویژه به فیلم هایی همچون « شب بخیر فرمانده » ، « چند می گیری گریه کنی ؟ » ، « سفر به هیدالو » آنها را قابل تماشا خواندند !!!
شاید در نظر آقای شمقدری جشنواره فیلم فجر محلی برای تبلیغ سیاست های دولت باشد ! ، و یا اینکه به نظر ایشان فیلم هایی که در جشنواره باید به نمایش در آیند باید منتخب و برگزیده هیئت دولت باشند نه هیئت داوران جشنواره !ایشان فیلمی همچون به « نام پدر » را که شاید اگر بازی و نقش تکراری پرویز پرستویی نبود به هیج وجه به جشنواره راه نمی یافت و همچنین فیلم های بی محتوا و کلیشه ای چون « چند می گیری گریه کنی ؟ » را خوب خواندند .
مشاور هنری رئیس جمهور ، در پاسخ به این سوال که به نظر شما چرا بخش قابل توجهی از فیلم های امسال به مسائل و ناهنجاری های خانوادگی و اخلاقی پرداخته بود ، گفت : " بله ، من هم با این بحث کاملا موافق هستم ، چرا که برخی از جهت گیری های فیلم های جشنواره امسال خاستگاه داخلی نداشت و احتمالا از آن سوی مرزها هدایت شده بود . در واقع نیروهای بیگانه تشخیص داده اند که جوامع اسلامی بنیان های محکمی دارند و با انگیزه های بالا حرکت می کنند . به عنوان نمونه در فرهنگ ما ، خانواده از نهادهای مهم محسوب می شود و پایه های محکم خانواده منجر به استحکام و سلامتی جامعه اسلامی ما شده است . در مجموع آنها همیشه سعی کرده اند که به بنیان های خانواده در کشورهای اسلامی هجوم بیاورند و آن را ضعیف کنند ، حتی ترویج فکر فمینیست هم با این هدف وارد جامعه ما شده است تا خانواده ها را هدف بگیرد " . شمقدری گفت : " خیلی از فیلم های جشنواره امسال بدبینی ، سوء ظن و بی اعتمادی را مطرح کرده است " .
آقای شمقدری هم مانند خیلی های دیگر برای راحتی کار خود از لفظ « آن سوی مرزها » استفاده می کنند . اگر ایشان قدری منصفانه و واقع بینانه به قضیه نگاه کنند خواهند دید که این خاستگاه های به قول ایشان آن سوی مرزها و غیر داخلی نیست که چنین فیلم هایی را بوجود آورده است . بلکه این گونه فیلم ها حاصل کار واقع بینانه ی این سوی مرزی هاست . نشان دادن سست بنیادی خانواده ها ، از هم پاشیده شدن آنها ، بدبینی و سوء ظن ، همه و همه واقعیت های تلخی است که اگر ایشان سرکی در جامعه خود و داده گاه های کشورشان بیاندازند آنها را با کمی چشم بصیرت خواهند دید . شاید به قول ایشان فکر فمینیست حاصل تلاش غربی هاست ، اما اینکه مضمون فیلم های ما نیز تحت نظر آنها پرداخته شود ، عرض می کنم که اینطور نیست .
از تمام این مسائل که بگذریم به این سخن آقای شمقدری می رسیم که می گویند : « من با عنوان سینمای معناگرا مخالفم . ما سینمای دینی را داشتیم و نیازی نبود که سینمای معناگرا را جایگزین سینمای دینی کنیم .
شمقدری در خصوص شرکت برخی از آثار در بخش سینمای معناگرا گفت : « مدتی است که عده ای عنوان جدیدی چون سینمای معناگرا را مطرح کرده اند ، من با این نام مخالف هستم که از سوی بنیاد فارابی مطرح شده است ، مگر تا کنون سینمای ایران خارج از معنا در حوزه فرهنگ و هنر کار کرده بود که حالا قصد دارد فیلم هایی در این ژانر بسازد ؟ مگر سینمای ایران تا کنون رو به ابتذال و رذالت بود ؟ آیا ما جز نگاه معنایی الهی و ارزش های معنوی کاری ساخته ایم ؟ در مجموع احساس می کنم که این تقسیم بندی صحیحی نبوده است . انقلاب ما معناگرا بوده و آثار فرهنگی و هنری هم به این سو حرکت کرده است » .
وی با اشاره به این که ما سینمای دینی را داشتیم و نیازی نبود که سینمای معناگرا را جایگزین سینمای دینی کنیم ، گفت : « زمانی که عنوان سینمای دینی مطرح می شود ، مخاطب بدون شک انتظار دیدن مفاهیم الهی و توحیدی را دارد ، اما با مطرح شدن سینمای معناگرا ، این حوزه را به عرصه های دیگر هدایت کردند و راه را برای تفکرات بیشتری که متاثر از تفکرات گوناگون فکر ، فلسفی و حتی بی مبناست ، باز کرده اند و به سادگی خلی از مفاهیم و تفکرات نادرست به نام این سینما وارد می شوند که این مساله خطر بزرگی است » .
آقای شمقدری که در این پاسخ خود نیز استفاده از لفظ آن سوی مرزهای را دریغ نکرده است ، از تفکرات گوناگون فکری و فلسفی با نام تفکرات نادرست و بی مبنا نام برده است . ایشان که خود بیش از 80 فیلم های جشنواره را مبتذل خوانده می گوید سینمای ایران تا کنون فیلم های خارج از معنا نساخته است ! و همچنین سینمای دینی را که زیر مجموعه ای از سینمای معناگراست به سینمای معناگرا رجحان داده است . آنقدر از پاسخ های آقای شمقدری در عجب شده ام که قضاوت را برعهده ی خود شما می گذارم و مهر سکوت را بر لبان خود !
در آخر فقط امیدوارم که با تعصب های بی جا و کارشناسی های غیر مسئولانه کارهای امیدوار کننده ای که در سینمای ایران ( همانند این کار بنیاد فارابی ) انجام می شود ضایع نگردد و باز هم ادامه ی آنها را از نهادهای دیگر شاهد باشیم


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه Apr 18, 2008 4:23 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه Apr 18, 2008 4:20 pm
پست ها : 14
شرحی بر ژانر نوآر

فیلم سیاه

ژانر نوآر

فیلم نوآر حدودا از ۱۹۴۰شروع و تا اوایل قرن ۲۰ادامه داشتند(البته با وقفه چند ساله).نوآر در فرانسه به معنای سیاه و فیلم نوآر به فیلم سیاه معنی گرفت. در این میان رمان های ریموند چندلر و داشیل همت تاثیر فراوانی بر این جریان گذاشت.

دوران نوآر را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: نوآر(۱۹۴۰-۱۹۵۹) و نئونوآر (۱۹۷۰ به بعد).

اولین فیلم نوآر را شاهین والت می نامند ولی می توان نشانه های فیلم نوار را در فیلم های پیش از این فیلم یعنی همشهری کین و بیشتر آثار لانگ به خوبی دید.

شخصیت های این نوع فیلم ها را آدم های فاسد و تبهکار،کاراگاهان، قاتلان،میخواره ها و گانگستر ها و ... تشکیل می دهند. که عموما تنها،خسته،خونسرد،بی اعتماد، بدگمان و درگیر گذشته اند.مردان این نوع فیلمها غالبا افراد از خود بیگانه اند که با جامعه شان احساس غریبی می کنند.

مروری بر برخی ویژگی های فیلم های نوآر و نئو نوآر:(برای درک بیشتر، داخل پرانتز مثال هایی از فیلم ها امده است)

- نورهای کم مایه و برگرفته از سینمای اکسپرسیونیسم.سایه های بلند.(شاهین مالت)

- حضور سنگین و مسلط شب. داستان ها بیشتر در شب اتفاق می افتد.(شهر گناه)

- طرح داستانی معمولا دارای پیچیدگی های زیادی ست.(محرمانه لوس آنجلس-نئو نوآر)

- استفاده از فلاش بک های تو در تو( سگ های انباری -نئو نوآر)

- صدای Voice-Overشخصیت اصلی (شهر گناه- نئو نوآر)

- معمولا شخصیت اصلی کاراگاهان خصوصی(با روحیاتی خشن و خشک) بودند که البته در فیلم های نئو نوآر به پلیس های بد یا خوبی داند که البته مخالف سیستم جاری هستند. ( فیلم فرانسوی سی و شش)

- خیابان های خیس و باران زده. کوچه و پس کوچه های متروک. ( زخم )

- زن اغواگر یا همان فم فاتال که شخصیت اصلی را وارد ماجرایی پچیده کرده و در آخر هم باعث نابودی شخصیت مرد داستان می شوند.(نیکی کریمی در باج خور و یا فیلم سامورائی را بیاد بیاورید و اینکه علت گشته شدن آلن دلون چه بود ؟!)

- سیگار (یک مثالی هست که میگوید شخصیت های نوآر باید روزی دو بسته سیگار فقط به صورت تفریحی بکشند!!! - به تاکیدی که فرزاد موتمن در فیلم باج خور برای نشان دادن سیگار دارد، توجه کنید)

- شخصیت های تودار،منزوی، کم حرف و مرموز.(راننده تاکسی)

- دیالوگ های ظریف و جذاب، همراه با چاشنی طنز.

- معمولا شخصیت اصلی با یک ماجرای ساده وارد داستان میشود. (محله چینی ها)

- استفاده از تکنیک سینما اسکوپ. بکار بردن زیاد از لنز واید و قاب بندی مورب(داچ انگل).

- پایان غم انگیز. در فیلم نوآر غالبا شخصیت اصلی محکوم به فناست. (جنگل آسفالت - سامورائی - حرفه ای )

و به طور کلی میتوان دنیای فیلم های ژانر نوآر را دنیایی سراسر از پلشتی و سیاهی که در آن شک و توطئه موج می زند. دنیای بی اعتمادی. دنیایی سراسر ریا و خشونت،انحرافات اجتماعی،زنان فریبکار و ... سرقت و کشتن که جزو هسته مرکزی این نوع فیلم ها به شمار می رود.

از خصوصیات ظاهری کاراکتر های نوآر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

مرد ها : کلاه نمدی / کروات / لباس های یکدست سیاه با پیرانی سفید / محل سکونت: هتل های پائین شهر.

زن ها : کلاه نرم / کفش های پاشنه بلند / لباس قرمز / دستکش های بلند رسیده به زانو / ماتیک و ریمل به طرز اغوا گرانه

نمونه فیلم های نوآر و نئو نوآر: شاهین مالت-جنگل آسفالت- پالپ فیکشن-سگ های انباری- حرفه ای - محرمانه لوس آنجلس- حافظه- سامورائی و نوآر های وطنی مانند : حکم، باج خور و آب و آتش.

سگ های انباری و تارانتینو


تصوير

کارگردان و فیلمنامه نویس: کوئنتین تارانتینو مدیر فیلمبرداری: آنـدرژ سکولا، تدویـن: سالی منک تــرانـه ها: مــارک جیمـز جانـی کِی، جـو تـکس - طراح صحنه: دیوید واسکو - چهره پردازی: میشل بوهلر بـازیگران: هـاروی کایتل (آقای سفید)، تیـم راث (آقای نارنجی)مایـکل مدسن (آقای بلوند) کریس پن( ادی کابوت) استیو بـوسمی(آقای صورتی)،لارنـس تیـرنی(جـو) ادوارد بانکر(آقای آبی)، تـارانتینو (آقای قهوه ای) و... رنگی، 35 میلی متری، محصول 1992 آمریکا.

درباره فیلمساز:

کوئنتین تارانتینو، متولد 27 مارس 1963 است. او تحصیلات آکادمیک سینمایی ندارد و سینما را از پشت ویدئو کلوپش تعقیب
می کرد. تارانتینو اطلاعات وسیعی در مورد فیلم های خارجی و ژانر آنها دارد و در طول دت فیلم سازی اش ثابت کرده است که فیلم های با ارزش ویدئو کلوپش را بیهوده ندیده است.

QT علاقه شدیدی به سینمای آسیا (بخصوص هنگ کنگ)، ایتالیا و ژانر وسترن دارد. و انعکاس این نوع فیلم ها به وفور در فیلم هایش دیده می شود. همچنین به مراتب در فیلم هایش ارجاعاتی به فیلم های گُدار دیده می شود.

کوئنتین که با ساخت سگ های انباری به سرعت معروف شد، در مورد این فیلم می گوید: ایده ساخت فیلم سگ های انباری را از فیلم The Thing جان کارپنتر گرفته و نه هیچ فیلم و سینماگر دیگر.

از مشخصه فیـلم های او می تـوان به: ارجـاع به فیلم های گذشتـه، دیـالوگ های جـذاب، روایت غیر خطی، خشونت بی پروا و همچنین دقت در انتخاب موسیقی اشاره کرد.

به اعتقاد ژان بروکس منتقد گاردین، شاید هیچ سینماگری به اندازه تارانتینو به موسیقی متن فیلمش وابسته نباشد. تارانتینو خود نیز در این باره می گوید: ((اگر نمی توانستم امتیاز فلان موسیقی را بگیرم، فلان فیلم را نمی ساختم))

معمولاً داستان هایش را به صورت غیر متعارف بیان می کند.

همیشه نقش کوچکی در فیلم خود دارد. و معمولاً کاراکترهای فیلم هایش نام مستعار دارد.

( سگ های انباری، پالپ فیکشن، بیل را بکش)

شخصیتهای اصلی معمولاً دارای لباسی سفید با کت و شلوار مشکی هستند.(البته این مورد تحت تأثیر ژانر فیلم نیز هست)

استفاده از رنگ قرمز اغراق آمیز خون در تمامی فیلم های او که معمولاً کاراکتر غرق آن می شود.

همیشه شاهد یک صحنه از دستشوئی (toilet scene!)، یا حمام در فیلم های او هستیم .مانند : تیم راث در سگ های انباری، جان تراولتا در پالپ فیکشن و ...

استفاده ازTrunk shot که در همه فیلم او دیده می شود و تقریباً می توان گفت امضای بصری است از تارانتینو.)تصویر پایین)

تصوير



تصوير



تحلیل فیلم (مکتب- ژانر)

فیلم سگ های انباری بی شک فیلمی است پست مدرن. مؤلفه های این مکتب را می توان در ساختار روایی و دراماتیک فیلم به وضوح روئیت کرد.

از ویژگی های هنر پست مدرن می توان به جمع کردن تصاویر یا اشیاء از پیش موجود و تکرار یا بازآفرینی آنها اشاره کرد. که این فیلم نیز خالی از این ارجاعات نیست:

لباس شخصیت ها از فیلم هایII The Better Tomorrow ساختهJohn Woo و همچنین فیلم Blues Brothers گرفته شده است.

نام گذاری مستعار اشخاص به اسم رنگ ها شاید ارجاعی به فیلم The Thing Of Pelham One Two Three باشد که در سال 1974 ساخته شده است.

استفاده از موسیقی به نام ((گرفتار در میان راه تو)) که مربوط به دهه 70 می باشد و در خود فیلم نیز ذکر می شود (صحنه شکنجه).

صحنه Mexican Stand Off که تارانتینو علاقه خاصی به آن دارد و در فیلم های بعدی خود نظیر پالپ فیکشن نیز از آن بهره برده است، بسیار شبیه به صحنه ای از فیلم City On Fire (1987) ساخته Ringo Lam کارگردانی هنگ کنگی است. (تصویر پایین).

تصوير

در کل می توان گفت این فیلم تأثیر زیادی از سینمای اکشن هنگ کنگ، موج نو فرانسه گرفته است.

از دیگر مؤلفه های این سینما هجو و پارودیست که در خصوص سگ های انباری موارد زیر قابل بررسی هستند:

آن صحنه 10 دقیقه ای شکنجه، که به ظاهر وحشت سرسام آوری بر آن حاکم است، در عین حال فوق العاده خنده دار است. چون شکنجه گر یعنی آقای بولند در ضمن قطعه قطعه کردن قربانی خود با آهنگی که پخش می شود، می رقصد. دراین باره به نقل قولی از کیارستمی بسنده می کنیم:

(( به هر حال خشونت از سینمای آمریکا رفتنی نیست، منتهی تارانتینو راه حلی پیدا کرده که لااقل با این خشونت شوخی کند))

هجو گنگسترها و تلاش برای خالی نشان دادن درون شخصیت ها از دیگر مواردی است که در این فیلم به خوبی دیده می شود:

آقای سفید، گنگستری که در بدترین شرایط نگران موهای به هم ریخته خود است. او برای دلداری دادن و آرام کردن آقای نارنجی که در حال مرگ است، شروع به شانه کردن موهای او می کند.

جو (رئیس گَنگ) آشکارا شخصیتی کاریکاتوری دارد و اشتباه نکرده ایم اگر بگوییم او هجویه ای است در وصف پدرخوانده های واقعی و سینمایی. نشانه های این هجو در طرز صحبت کردن جو، بیان دل مشغولی هایش (هنگام صحبت با آقای سفید) و همچنین در طرز لباس پوشیدنش به خوبی نمایان است. شکل و شمایلی و طرز رفتاری که غالباً از یک پدرخوانده بعید بنظر می رسد.

پسر او اِدی نیز از این قاعده مستثنی نیست. او را در سراسر فیلم با لباس ورزشی می بینیم

خط داستانی بهم ریخته یکی دیگر از خصوصیات سینمای پست مدرن است که ساختار روایی سگ های انباری نیز بر آن استوار است. البته تارانتینو ادامه این سبک روایی را در فیلم بعدی خود یعنی پالپ فیکشن به تکامل می رساند.

سگ های انباری را می توان فیلمی در قالب ژانر نوآر، و البته با گوشه چشمی به ژانر گنگستری و سینمای اکشنی که مایه های طنز را نیز در خود جای داده است، به حساب آورد.

این عنوان های گوناگون خود حاکی از دشواریِ اطلاق یک نام ژنریک به این فیلم است و این شاید از ویژگی های سینمای پست مدرن نشأت گرفته باشد، که همان احیای ژانرها و درهم ریختن آنهاست.

فیلم های ژانر نوآر و گنگستری دارای قواعد داستانی و خصوصیات بصری خاصی هستند که در فیلم سگ های انباری نیز می توان به آنها اشاره کرد:

استفاده از فضاهای شهری، کلوپ های شبانه و فضاهای داخلی که نور نسبتاً ضعیفی بر آن تابیده می شود.

به کار برد فلاش بک های متعدد در ساختار روایی فیلم.

کشتن و سرقت که جزء هسته مرکزی این گونه داستان ها به شمار می رود.

بدبینـی، سوءظن، خیانت، نومیدی و خشونت که در دل تک تک شخصیت های سگ های انباری موج می زند.

خشونتی که در فیلم های نوآر پنهانی، درونی و محصول فضاسازی و شخصیت پردازی ست، در فیلم نوآر مدرن (نئونوآر) به صورت بی پرواتری بیان می شود.

لباس شخصیت ها که به سبک فیلم های نوآر کلاسیک دهه 40 و 50 هالیوود است. (کت و شلوار یک دست مشکی با پیراهن سفید)

به کارگیری از عنصر سیگار، که حتی در یک صحنه اسلومیشن آن را می بینیم.

صحنه پایانی فیلم های گنگستری معمولاً در مکان هایی روی می دهد که قهرمان یا قهرمانان فیلم در آن محبوس شده اند و این در حالی است که مجریان قانونِ تا دندان مسلح، آنها را محاصره کرده اند.

و پایان غم انگیزی که در آن شخصیت اصلی، محکوم به فناست. چرا که:

((گنگستر باید بمیرد، چون خشونت او برای جامعه آمریکا خطرناک است))

گنگستر زندگی کوتاه را به تسلیم کردن در برابر قید و بند ترجیح می دهد. و آن هاله ی تقدیر گرایی که در سراسر چنین فیلم هایی سایه افکنده، گویای همین نکته است.

در فیلم گنگستری خشونت با خشونت پاسخ داده می شود:

در سکانس پایانی هنگامی که جو قصد کشتن آقای نارنجی را دارد، چنین دیالوگی را از زبان آقای سفید می شنویم: ((جو، اگه این کار رو بکنی، بعدش خودت می میری. تکرار کن، اگه این مرد رو بکشی، بعدش خودت می میری))

و این همان قانونی است که در فیلم سگ های انباری حکم فرماست:

زنی که به آقای نارنجی شلیک می کند بعد توسط خود او کشته می شود.

جو هنگامی که آقای نارنجی را می کشد توسط آقای سفید کشته می شود.

آقای سفید که در جریان سرقت دو پلیس را کشته، در پایان فیلم توسط تعدادی پلیس تیرباران می شود

---------------------------------------------------


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه Apr 18, 2008 4:24 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه Apr 18, 2008 4:20 pm
پست ها : 14
نگاهی به سینمای کمدی(طنز)

طی چند سال اخیر فیلمهای کمدی فراوانی اکران شده اند که از آن جمله می توان به این فیلمها اشاره کرد : کما ، مارمولک ، معادله ، مهمان مامان ، بله برون ، خوابگاه دختران ، مجردها ، ازدواج صورتی‌ ، شاخه گلی برای عروس ، شارلاتان ، اسپاگتی در هشت دقیقه‌ ، نوک برج‌ ، عروس فراری ، مکس ، چپ دست ، زیر درخت هلو ، هوو ، ازدواج به سبک ایرانی ، آتش بس ، چند میگیری گریه کنی‌ ، انتخاب و سوغات فرنگ .

بر اساس این آمار :

در سال ۸۳ : ۶ فیلم کمدی

در سال ۸۴ : ۹ فیلم کمدی

در سه ماه اول ۸۵ : ۷ فیلم کمدی

اکران شده اند که روند افزایش فیلمهای کمدی را نشان می دهد . تا پایان سال جاری فیلمهای کمدی فراوانی روی پرده می روند .

بی شک فروش موفق فیلمهای کمدی این شرایط را ایجاد کرده . هر چند فروش موفق فیلمهایی چون چهارشنبه سوری ، آکواریوم ، دوئل و بید مجنون ثابت می کند که مردم از سایر ژانر ها هم تا حدودی استقبال می کنند .

کمدی بودن به تنهایی بد نیست . آثار شاخصی در این ژانر تولید شده اند که جز شاهکارهای سینما لقب گرفته اند . اما سه نکته در اینجا می ماند

۱- فیلمهای کمدی نباید در صد بالایی از تولیدات سینمایی را تشکیل بدهند .

۲- اینکه هر سال فیلمهای کمدی در رتبه های بالا باشند تاسف بر انگیز است .

۳- فیلمهای کمدی واقعا باید کمدی باشند و این شرایط خاصی را می طلبد .

در مورد ( ۱ ) وقتی می بینیم در سه ماه اول سال ۷ فیلم کمدی ( بدون احتساب مربای شیرین که مربوط به ژانر کودک و نوجوان است ) اکران شده اند متوجه می شویم که سینمای ایران فقط روبه این تولیدات است . ضریب اشغال سالن این فیلمها هم بسیار بالاست . در حالی که فیلمهای جدی سالنهای بسیار محدودی دارند . در حال حاضر بخش عمده ی تولیدات سینمای ایران کمدی هستند و اگر روند رو به رشد این ژانر ادامه یابد ، سالنهای سینما به سیرک و جنگ های شادی تبدیل می شوند که مردم فقط برای خنده و شاد شدن روحیه به آنها می روند !!! نگاهی به فیلمهای در نوبت اکران بیاندازید : زن بدلی ، شام عروسی ، نقاب ، قلقلک ، تردست و ... کمدی اند .

در مورد ( ۲ ) بیشتر فیلمهای پر فروش کمدی هستند . از سال ۸۱ به این سمت پر فروش ترین فیلم کمدی بوده ( کلاه قرمزی و سروناز ، توکیو بدون توقف ، مارمولک ، مکس و احتمالا امسال هم آتش بس ) و البته رتبه های بعدی هم به این فیلمها اختصاص داشته . بسیاری از مردم فقط به دیدن فیلمهای کمدی می روند . هر چند تعداد بسیار کمی هم از تولیدات تلخ و جدی و اجتماعی با فروش خوبی روبرو می شوند .

در مورد ( ۳ ) متوجه می شویم که اکثر فیلمهای کمدی تنها قصد دارند با دلقک بازی ، لودگی ، استفاده از کلیشه های فرسوده و فضای طنزهای شبانه و ... مردم را بخندانند . در بسیاری از تولیدات کمدی سینمای ایران پوشش زنانه ی مردها را می بینیم . رفتن موش در شلوار مرد ، بر خورد آمپول یا افتادن شلوار هم از جمله نکات ظریف این فیلمهاست .

اگر فیلمهای معدودی چون مهمان مامان ، مارمولک و مکس را از فیلمهای ۸۳ به این طرف برداریم هیچ کمدی خوبی نمی بینیم . چند نمونه متوسط به بالا مانند خوابگاه دختران ، زیر درخت هلو و هوو هم نمی توانند به تنهایی راضی کننده باشند .

متاسفانه حضور پر رنگ بازیگران طنزهای شبانه را هم در این فیلمها می بینیم . یک فیلم کمدی می تواند به خوبی به نقد اجتماعی بپردازد و آینه ی تمام نمایی باشد . در این فیلمها انتقادات تند در قالبی کمیک بیان می شود و گاه روابط بین افراد که خود در جریان آنها هستیم جدا از خنداندن تماشاگر او را به فکر وا می می دارد . در فیلمها و تئاترهای کمدی ، برنامه های طنز تلویزیون و مقاله های نشریات می توان مسائلی را مطرح نمود که روی بیننده یا خواننده تاثیر فراوان بگذارد در عین اینکه او را شاد هم بکند .

ولی در سینمای ایران در حال حاضر خبری از مطرح کردن چنین مسائلی نیست . از طرفی رگه های فیلمفارسی وارد اکثر فیلمهای کمدی می شود ، در کنار آن تیه کنندگان و نویسندگان و کارگردانان ضعیف لودگی را از دست یکدیگر تقلید می کنند و با حضور چند بازیگر طنز شبانه به هر شیوه ای که بتوانند لبخند را بر لبان تماشاگر می نشانند و به عبارتی دیگر با سیخ او را قلقلک می دهند .

بله برون و شاخه گلی برای عروس را می توان مثال زد که حتی یک شوخی کلامی یا فیزیکی خوب در آن پیدا نمی شود و به سبک نازل ترین فیلمهای کمدی اوایل دهه افتاد ( مانند تحفه هند و پاکباخته ) از تکراری ترین شوخی ها استفاده می کنند که هیچ انتقادی هم دیده نمی شود و فیلمنامه نویس هم خلاقیتی در این فیلمنامه ها ندارد . آنها پس از استفاده از این شوخی های تکراری و لوس و لوده ، برای اینکه دست پختشان سر و ظاهر بهتری برای مخاطب داشته باشد چاشنی هایی به آن اضافه می کنند چون : بازیگران طنزهای شبانه ، رگه های فیلمفارسی وار ، آواز خواندن کاراکترها و فضای لوکس . این فیلمها اکران می شوند و از سینماهای جنوب شهر ( مانند میلاد ) تا سینماهای مرکز ( مانند بهمن ) و سینماهای شمال شهر ( مانند جوان و آستارا ) با فروش خوبی روبرو می شوند و حتی در سینماهای میدان ولی عصر هم با استقبال خوبی روبرو می شوند . به طوری که سینما قدس برای فیلمی چون بله برون با ۷ سانس نمایش باز هم بلیط کم می آورد !!!‌ این نشان می دهد سطح سلیقه پایین است . چه در شمال و جنوب تهران ، چه در سایر استان ها .

سازندگان شارلاتان پا را از مرزها فراتر می گذارند . آنها یکه بزن که اتفاقا فروش خیلی خوبی هم نداشته را از میان فیلمفارسی های فراوان انتخاب کرده ، آنگاه فضای آن را لوکس و مورد توجه نسل امروز می کنند و با اضافه کردن یک ستاره ی سینما و دو بازیگر طنزهای شبانه یک فیلمفارسی از نوع امروزی را تحویل مخاطب می دهند . این سازندگان با زیرکی این را در می یابند که مخاطب ایرانی فیلمفارسی را دوست دارد و اگر کمی زرق و برق به این فیلمفارسی ها بدهیم با کلاس ها هم از آن استقبال می کنند !!!

فیلم دیگری پیدا می شود که قصد حمایت از فرهنگ اصیل ایرانی را دارد . اینکه اصلا فرهنگ اصلی ایرانی خوب است یا بد بحث های مفصلی می طلبد . اما واقعیت امر این است که نمی توان تفاوت چندانی بین ازدواج به سبک ایرانی و بسیاری از جمع کثیر تولیدات نازل قرار داد . گرچه حضور عواملی حرفه ای در پشت دوربین چون مجید میرفخرایی ( طراح صحنه و لباس ) مصطفی خرقه پوش ( تدوین ) و اسحاق خانزادی‌ ( صدابردار ) دیده می شود اما این دلیلی بر خوب بودن اثر نیست . طراح چهره پردازی فیلمهایی چون شارلاتان و عروس فراری ، عبدالله اسکندری ( یکی از برترین عوامل فنی سینمای ایران ) است اما این آثار از بدترین تولیدات اند . حسن فتحی ( کارگردان ) کسی است که مجموعه هایی که ساخته هم چنگی به دل نمی زند و او اصلا در حد و اندازه سینما نیست . بازیگران فیلم هم به جز محمدرضا شریفی نیا هیچکدام گزینه ی خاصی نیستند . حتی سعید کنگرانی که با دوران اوجش در دایره مینا فاصله ای بسیار دارد . چند عامل باعث شد تا کمتر کسی به این فیلم ننگ اتبذال بزند . نام مینو فرشچی به عنوان فیلمنامه نویس و تعریف و تمجیدهای بی جهت دنیای تصویر در یک ویژه نامه مختص این فیلم به این علت که فیلم تولید علی معلم ( صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر و همه کاره !!! ) است و او برای اینکه فیلمش خوب بفروشد از چنین تمحیداتی استفاده کرد . او از آشنایی اش با نویسندگان سایر نشریات هم استفاده کرد تا آنها هم بر این فیلم ستایش ها بنویسند . ولی مجله فیلم ریر بار نرفت و به عنوان معتبرترین مجله ی سینمایی این فیلم را تحویل نگرفت !!! این فیلم بدون شک بالاتر از آثاری چون بله برون و شارلاتان است اما خود جز آثار کمدی سخیف و ضعیف است .

فیلمهایی چون چپ دست ، عروس فراری و چند میگیری گریه کنی هم از جمله کمدی های دم دستی و مبتذل سینمای ایران هستند .

آثار متوسط به پایینی چون مجردها ، خوابگاه دختران ، معادله ، اسپاگتی در هشت دقیقه و نوک برج هم از دیگر تولیدات کمدی هستند .

در مورد سه فیلم مکس ، مارمولک و مهمان مامان در این وبلاگ زیاد نوشته ام . ولی واقعا باید پیمان قاسم خانی را ستایش کرد که به نوعی تنها فیلمنامه نویس کمیک خوب سینمای ایران است . به طوری که در انبوه طنزهای شبانه ی ضعیف مانند نقطه چین ، ارث بابام ، شبکه سه و نیم ، زندگی به شرط خنده و ... تنها سه طنز شبانه ی خوب پاورچین ، کمربندها را ببندیم و شبهای برره را می توان پیدا کرد ( در چند سال اخیر ) که سر پرست نویسندگان همه ی آنها پیمان قاسم خانی مرد بی رقیب عرصه ی طنز است .

می توان از مهران مدیری ، سیامک انصاری ، سعید پیردوست و شقایق دهقان به عنوان کمدین های خوب طنزهای شبانه یاد کرد .

و بهتر از اینها ، امیر جعفری که مقام و منزلت او خیلی بالاتر از رقبایش در طنزهای شبانه است و به جز بازیهای خوبش در بدون شرح و کمربندها را ببندیم و من یک مستاجرم در چند فیلم سینمایی مانند قارچ سمی ، نان عشق و موتور ۱۰۰۰ ، مکس ، جنایت و ... هم بسیار خوش درخشیده .

افرادی چون مهران مدیری و امیر جعفری از افتخارات تلویزیون اند و هیچ تشابهی با دلقک های طنزهای شبانه ندارند .

سطح کیفی برنامه های تلویزیون و فیلمهای سینمایی در ژانر کمدی بسیار پایین است . افرادی چون پیمان قاسم خانی و تا حدودی فرهاد توحیدی و ایرج طهماسب به عنوان فیلمنامه نویس ، مهران مدیری ، ابوالحسن داوودی و کمال تبریزی به عنوان کارگردان و امیر جعفری ، فرهاد آئیش ، حمید جبلی ، گوهر خیراندیش ، رامبد جوان ، رضا عطاران و محمدرضا شریفی نیا به عنوان بازیگر می توانند بنیه این ژانر را تقویت کنند .

سطح سلیقه ی کودکان هم باید از سنین پایین تقویت شود . متاسفانه اکثر برنامه های عروسکی و کارتون های روی آنتن به قدری نازل اند که سطح توقع کودکان را تا حد زیادی پایین می آورند . در این راستا استفاده از تجربه های مرضیه برومند ، محمد علی طالبی ، مسعود کرامتی و ایرج طهماسب می توانند این برنامه ها را تقویت بخشد . کارگردانی مانند حسین قناعت با ساخت فیلمی چون ماجرای اینترنتی که اثری در خور اعتنا و خوب بود توانست تمجید کودکان و نوجوانان را در جشنواره فیلم اصفهان از این فیلم موجب شود که چنین فیلمهایی می تواند تاثیر بسیار خوبی بر روی کودک و نوجوانان بگذارند .

با توجه به اینکه اکثر آثار کودک به خاطر ذائقه ی این گروه سنی کمدی هستند یا حداقل لحن کمیک در آنها پر رنگ است می توان این آثار را هم جزئی از ژانر کمدی قرار داد . با این تفاوت که گاه شوخی هایی هستند که برای بزرگترها خنده دارند و گاه برای کودکان و گاه برای هر دو . مجموعه هایی چون کارآگاه لطفی و مسافری از گرونگول می توانند تاثیر بسیار مثبتی بر این گروه سنی بگذارند و سطح توقع او را بالا ببرند .



تب کمدی سازی چند سالی است که در سینمای ایران رواج پیدا کرده و گریبان گیر اکثر تهیه کنندگان و کارگردانان شده است . با توجه به سود دهی بالایی که اکثر آثار کمدی دارند بیشتر تهیه کنندگان تمایل به ساخت این نوع فیلم ها دارند . موج کمدی سازی در شرایطی که ساخت آثار عاشقانه ( که از سال 1376 آغاز شده بود ) رو به نزول میرفت ، آغاز شد .البته در ابتدای امر سازندگان این آثار صرفا گیشه را مد نظر قرار نداده بودند و فیلم ها دارای عمق بیشتری بودند و عناصر استاندارد فیلم سازی کمدی به درستی در آنها به کار گرفته شده بود .

تصوير

تصوير

اما اوج پخش آثار کمدی همزمان با نوروز 1385 آغاز شد . (( زیر درخت هلو)) ، ((هوو)) ، ((ازدواج به سبک ایرانی ))‌ ، (( مربای شیرین )) ، (( آتش بس )) ، (( چند میگیری گریه کنی ؟ )) ، (( انتخاب ))‌ ، (( سوغات فرنگ )) ، (( شام عروسی )) و (( زن بدلی )) آثاری هستند که از فروردین تا مرداد 85 به اکران در آمده اند . این امر نشان دهنده گرایش شدید تهیه کنندگان به سمت آثار کمدی است . نمایش 10 فیلم کمدی از مجموع 15 فیلم اکران شده در مدت 4 ماه یک رکورد برای سینمای ایران می باشد . فروش فراوان فیلم های ذکر شده به جز (( انتخاب )) ، ( که قربانی شرایط نامناسب اکران شد ) آشکارا نشان دهنده افت سطح سلیقه مردم می باشد . هر چند در این میان فیلم هایی چون (( آتش بس )) و یا (( ازدواج به سبک ایرانی )) تا حدودی خوش ساخت تر بوده اند . اما واقعا هدف از ساخت فیلم هایی مثل : (( سوغات فرنگ )) ، (( چند میگیری گریه کنی ؟ )) ، (( انتخاب )) و ... چه میتواند باشد .آیا می توان (( شام عروسی )) را فیلمی کمدی نامید . فیلمی که به جز حرکات امین حیایی فاقد هر گونه صحنه کمدی است .

تهیه کنندگان باید کمی به شعور مخاطب احترام بگذارند و تنها به فکر سود کلان هر معجونی را به اسم فیلم کمدی تقدیم مردم نکنند .سال 1384 تعداد آثار کمدی به 10 فیلم رسید ، که از مجموع این 10 فیلم آثار ضعیف و بی کیفیتی بودند . (( شارلاتان )) ، (( شاخه گلی برای عروس )) ، ((عروس فراری )) ، (( ازدواج صورتی )) و (( اسپاگتی در 8 دقیقه )) علی رقم استقبالی که از آنها به عمل آمد آثار ضعیفی بودند . (( مجردها )) ، (( نوک برج )) ، (( دربه درها )) و (( چپ دست )) نیز آثار چندان مطلوبی نبودند و نسبت به کمدی های سالیان گذشته حرف خاصی برای گفتن نداشتند . در این میان تنها فیلم (( مکس )) بود که توانست هم نظر مثبت مردم را دارا باشد و هم نظر مثبت منتقدین . اما از سال 1383 به بعد رفته رفته دید تهیه کنندگان به سمت گیشه تغییر پیدا کرد و از کیفیت فیلم ها نیز کاسته شد .البته این افت کیفیت در آثار کمدی باعث افت سطح سلیقه مردم نیز شد به گونه ایی که هم اکنون فیلم هایی که حتی از استاندارد طنز های تلویزیونی نیز پایین تر هستند با استقبال شدید مردم مواجه می شوند . اگر فیلم (( 13 گربه روی شیروانی )) را جزء آثار کمدی در نظر بگیریم در سال 83 شاهد 6 فیلم کمدی بودیم که تقریبا تمامی آنها نیز به فروش بالایی رسیدند . (( مارمولک )) ، (( مهمان مامان )) و (( معادله )) سه فیلم شاخص این سال بودند اما (( 13 گربه روی شیروانی )) ، (( کما )) و (( بله برون )) از آثار نا مطلوبی بودند که آشکارا نشان دهنده افت کیفیت آثار کمدی میباشند . جرقه ساخت آثار کمدی در سال 1381 زده شد ، در این سال سه فیلم (( کلاه قرمزی و سروناز )) ، (( نان ، عشق و موتور هزار ))‌ و (( دختر شیرینی فروش )) در صدر جدول فروش فیلم ها قرار گرفتند . سال 82 چهار فیلم (( توکیو بدون توقف )) ، ((دنیا )) ، (( عروس خوشقدم )) و (( دختر ایرونی )) صدر جدول را به تسخیر خود درآوردند . که این امر نشان دهنده افزایش تولید آثار کمدی بود . لازم به ذکر است که در این دو سال هنوز فیلم های کمدی دچار افت کیفیت نشده بودند و در ورطه تکرار و لودگی قرار نگرفته بودند.



[img]http://www.marriage-ir-style.com/images/gallery/mispic18.jpg[/img


بالا
 مشخصات  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 3 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
cron