امروز پنج شنبه Nov 26, 2009 4:15 am



Welcome
کاربر گرامی!شما به صورت میهمان در انجمن هستید برای اینکه امکان نوشتن در انجمن را داشته باشید باید ابتدا ثبت نام کنید.اگر قبلا ثبت نام نموده اید با درج نام کاربری و رمز خود وارد سیستم شوید.


ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 9 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: قيصر امين پور
پستارسال شده در: شنبه Aug 09, 2008 3:11 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center]
رفتن ، رسيدن است
موجيم و وصل ما ، از خود بريدن است
ساحل بهانه اي است ، رفتن رسيدن است
تا شعله در سريم ، پروانه اخگريم
شمعيم و اشک ما ،در خود چکيدن است
ما مرغ بي پريم ، از فوج ديگريم
پرواز بال ما ، در خون تپيدن است
پر مي کشيم و بال ، بر پرده ي خيال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشيدن است
ما هيچ نيستيم ، جز سايه اي ز خويش
آيين آينه ، خود را نديدن است
گفتي مرا بخواهن ، خوانديم و خامشي
پاسخ همين تو را ، تنها شنيدن است
بي درد و بي غم است ، چيدن رسيده را
خاميم و درد ما ، از کال چيدن است [/align]

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه Aug 09, 2008 3:17 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center]نامه اي براي تو
اين ترانه بوي نان نمي دهد
بوي حرف ديگران نمي دهد
سفره ي دلم دباره باز شد
سفره اي که بوي نان نمي دهد
نامه اي که ساده وصميمي است
بوي شعر و داستان نمي دهد :
... با سلام و آرزوي طول عمر
که زمانه اين زمان نمي دهد
کاش اين زمانه زير و رو شود
روي خوش به ما نشان نمي دهد
يک وجب زمين براي بغچه
يک دريچه آسمان نمي دهد
وسعتي به قدر جاي ما دو تن
گر زمين دهد ، زمان نمي هدد
فرصتي براي دوست داشتن
نوبتي به عاشقان نمي دهد
هيچ کس برايت از صميم دل
دست دوستي تکان نمي دهد
هيچ کس به غير ناسزا تو را
هديه اي به رايگان نمي دهد
کس ز فرط هاي و هوي گرگ و ميش
دل به هي هي شبان نمي دهد
جز دلت که قطره اي است بي کران
کس نشان ز بيکران نمي دهد
عشق نام بي نشانه است و کس
نام ديگير بدان نمي دهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان
نان و گل به ميهمان نمي دهد
نا اميدم از زمين و از زمان
پاسخم نه اين ، نه آن ... نمي دهد
پاره هاي اين دل شکسته را
گريه هم دوباره جان نمي دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گريه ام ولي امان نمي دهد ...
[/align]

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه Aug 09, 2008 3:18 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center]چرا چنين ؟
بغضهاي کال من ، چرا چنين ؟
گريه هاي لال م ، چرا چنين ؟
جزر و مد يال آبي ام چه شد ؟
اهتزاز بال من ، چرا چنين ؟
رنگ بالهاي خواب من پريد
خامي خيال من ، چرا چنين ؟
آبگينه تاب حيرتم نداشت
حيرت زلال من ، چرا چنين ؟
دل مجال پايمال درد بود
تنگ شد مجال من ، چرا چنين ؟
خشک و خالي و پريده لب دلم
کاسه ي سفال من ، چرا چنين ؟
داغ تازه ي تو ، داغ کاغذي
داغ دير سال من ، چرا چنين ؟
هر چه و همه ، تمام مال تو
هيچ و هيچ مال من ، چرا چنين ؟
سال و ماه و روز تو چرا چنان ؟
روز و ماه و سال من ، چرا چنين ؟
در گذشته ، سرگذشتم اين نبود
حال، شرح حال م ، چرا چنين ؟
اي چرا و اي چگونه ي عزيز !
چرأت سوال من ، چرا چنين ؟[/align]

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه Aug 09, 2008 7:43 pm 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: يکشنبه Jun 17, 2007 5:16 am
پست ها : 157
واقعا جالب و خواندنی بود مرسی


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه Aug 12, 2008 10:37 am 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
Mohammad نوشته است:
واقعا جالب و خواندنی بود مرسی


khahesh mikonam...ghabele u ro nadare lol:

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه Aug 13, 2008 5:35 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center]تعبير خواب
ديشب دوباره
گويا خودم را خواب ديدم :
در آسمان پر مي کشيدم
و لا به لاي ابرها پرواز ميکردم
و صبح چون از جا پريدم
در رختخوابم
يک مشت پر ديدم
يک مشت پر ، گرم و پراکنده
پايين بالش
در رختخواب من نفس مي زد
آنگاه با خميازه اي ناباورانه
بر شانه هاي خسته ام دستي کشيدم
بر شانه هايم
انگار جاي خالي چيزي...
چيزي شبيه بال
احساس مي کردم !
[/align]

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه Aug 13, 2008 5:36 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center] خسته ام از اين کوير
خسته ام از اين کوير ، اين کوير کور و پير
اين هبوط بي دليل ، اين سقوط ناگزير
آسمان بي هدف ، بادهاي بي طرف
ابرهاي سر به راه ، بيدهاي سر به زير
اي نظاره ي شگفت ، اي نگاه ناگهان !
اي هماره در نظر ، اي هنوز بي نظير !
آيه آيه ات صريح ، سوره سوره ات فصيح !
مثل خطي از هبوط ، مثل سطري از کوير
مثل شعر ناگهان ، مثل گريه بي امان
مثل لحظه هاي وحي ، اجتناب ناپذير
اي مسافر غريب ، در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همين مسير !
از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور ! ديدمت ولي چه دير !
اين تويي در آن طرف ، پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف ، پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا ، مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر ، خسته ام از اين کوير !

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه Aug 13, 2008 5:38 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Jun 28, 2008 5:23 pm
پست ها : 38
[align=center] خسته ام از اين کوير
خسته ام از اين کوير ، اين کوير کور و پير
اين هبوط بي دليل ، اين سقوط ناگزير
آسمان بي هدف ، بادهاي بي طرف
ابرهاي سر به راه ، بيدهاي سر به زير
اي نظاره ي شگفت ، اي نگاه ناگهان !
اي هماره در نظر ، اي هنوز بي نظير !
آيه آيه ات صريح ، سوره سوره ات فصيح !
مثل خطي از هبوط ، مثل سطري از کوير
مثل شعر ناگهان ، مثل گريه بي امان
مثل لحظه هاي وحي ، اجتناب ناپذير
اي مسافر غريب ، در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همين مسير !
از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور ! ديدمت ولي چه دير !
اين تويي در آن طرف ، پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف ، پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا ، مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر ، خسته ام از اين کوير !

_________________
NEGAR..........................................
..................................................
NEVER DIE.....................................


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه Oct 05, 2008 6:05 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: چهارشنبه Feb 20, 2008 6:54 pm
پست ها : 39
خیلی عالی بود لطفا ادامه بدید


بالا
 مشخصات  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 9 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
cron