بداهت فیلم و ژان لوک نانسی
چه سینمای کیارستمی رادوست داشته باشیم وچه نه ,نمی توان کتمان کرد او مطرح ترین ترین چهره تاریخ سینمای ایران در سطح بین المللی بوده است . شخصا سینما ونگاه کیارستمی اذیت ام نمی کند اگر چه همدلی نیز با آن ندارم . زیادی خنثی وبی مزه است .همیشه اشاره به ماشین وحرکت که ازمولف های سینما هستند کرده ام .دربسیاری ازفیلم هایش قهرمان فیلم او( اگر واقعا بتوان آن را این گونه خواند) سواربرماشین وارد محیطی دیگر می شود و یا که ماشین محل گفتگو می گردد .قهرمان کیارستمی سواره است ,روشنفکر ای سواره که از پیاده خبرندارد... بگذریم .
این حجم از توجه به سینمای کیارستمی همواره کنجکاوی ایم را برانگیخته است .چند روز پیش به لطف وحضوردوست عزیزم علیرضا سیاری موفق به دیدار و گفتگو با ژان لوک نانسی ,فیلسوف فرانسوی شدم که یکی از مهم ترین کتاب های درمورد سینمای کیارستمی به نام بداهت فیلم را نوشته است .کتابی که درسه زبان (فرانسه ,انگلیسی وفارسی )در سال ۲۰۰۱ توسط انتشارات بلژیکی ایوژوارت به چاپ رسیده است که این موضوع موجب شده است بعضا به اشتباه از نانسی در مطبوعات ایران به عنوان فیلسوف بلژیکی یاد شود که اشتباه است .کتاب که صرف نظر از متن سه زبانه آن چندان حجیم نیست متشکل از یک مقاله بلند ویک گفتگو نانسی با کیارستمی می باشد .ترجمه فارسی توسط باقر پرهام انجام شده است .اما راستش بداهت فیلم چندان هم بدیهی نیست ! برداشت اولیه ام آن بود که اشکال به ترجمه بر می گردد . اما خواندن متن فرانسه نیز مشکل گشا نیست! متنی پیچیده که خود او معتقد است که نمی توان آن را یک متن کلاسیک فلسفی خواند که بیشتر متنی است با نثری جستجوگر یا تحقیقی .اولین نکته ای که دربرخورد با اوبه ذهن می رسد.بی شیل وپیله گی اوست .حتی فراتراز فروتنی .طی نشستی بیشتراز دوساعت ازاحساس وشیفتگی اش در اولین برخورد با سینمای کیارستمی هنگام تماشای زندگی ودیگر هیچ (که درفرانسه به خاطر آن که با فیلم برتران تاورنیه اشتباه گرفته نشود با نام زندگی ادامه دارد به نمایش در آمد) گفت از خود کیارستمی که کمی دوست دارد مرموزجلوه کند! ازدلسردی اش نسبت به سینمای او از باد ما را خواهد برد به بعد که آن را زیادی فرمگرامی یابد.درحالی که تاکیدمی کرد یک سینما دوست حرفه ای نیست جابجا به درستی وظرافت به فیلم ها و فیلم سازان مختلف ارجاع می داد.از غیبت روانشناسی درسینمای کیارستمی حرف زد...سئوالات بسیاری داشتم که ناگفته ماند وامیدوارم فرصت دیگری بیابم که بحث را ادامه بدهم و متن کامل تری را آماده کنم .
درسایت ویکیپدیا از او به عنوان یکی ازاندیشمندان پست مدرنیسم یاد کرده اند .وقتی این موضوع را به او یاد آور شدیم با لبخند گفت که این طور نیست وبا فروتنی افزودکه به درستی نمی داند منظور ازاین کلمه چیست .البته بعد شروع کرد به توضیح دادن که این کلمه دراصل ازمعماران آمریکایی رسیده است که در برابر مدرنیسم که برپایه گست ازمولفه های قدیم و آشنازدائی بنا شده است پست مدرنیسم توقف گست است وبه کارگیری فرادوره ای عناصر در فضای امروزی است با توجه به کارکردشان و.....ما فقط استاد را نگاه می کردیم !
