امروز پنج شنبه Nov 26, 2009 4:21 am



Welcome
کاربر گرامی!شما به صورت میهمان در انجمن هستید برای اینکه امکان نوشتن در انجمن را داشته باشید باید ابتدا ثبت نام کنید.اگر قبلا ثبت نام نموده اید با درج نام کاربری و رمز خود وارد سیستم شوید.


ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 13 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2
نويسنده پيغام
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه Mar 02, 2008 7:26 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: يکشنبه Mar 02, 2008 7:10 pm
پست ها : 26
سه شنبه پنج مهرماه هشتاد و چهار ، ساعت نه و نه دقيقه ي بامداد : بامداد در سوئيت خود در رامسر با آهنگ ناگهاني باران و باد بيدار شدم و بسيار ترسيدم . ساعت دور و بر هفت بود . شتابان چيزهايم را گردآورده به خانم سوئيت دار گفتم كه من آهنگ رفتن دارم چون هوا ناآرام است و ديگر نمي شود ماند . خواهشمند است كارت مرا بدهيد و به يك تاكسي آگاهي دهید تا مرا به يك آژانس رهنوردبري برساند . در كمترين زمان اين كار انجام گرفت و در پيامد آن من در ساعت هفت و سي و پنج دقيقه روبروي آژانس ايران پيمان رامسر بودم . بليت ولوو به آهنگ تهران به بهاي سه هزار و پانسد تومان و ساعت جنبش ماشين هفت و سي و پنج دقيقه . رهنوردان روبروي رهنوردبري گرد آمده بودند . در رامسر گويا همچون بيشتر ديگر شهرهاي شمالي جايي به نام پايانه ي رهنوردبري كه در آن همه ي تعاوني هاي رهنوردبري يكجا گرد هم باشند ، بود ندارد . به هر روي ماشين ما دوروبر ساعت هشت و ده دقيقه راه افتاد و اكنون كه ساعت نه و پانزده دقيقه است يكي يكي شهرهاي ميان رامسر و چالوس را پشت سر گذاشته و اكنون گمانم اينست كه تا چالوس دست بالا بيش از پنج تا ده كيلومتر دوري ( فاصله ) نداشته باشيم . به هر روي تا ديروز برنامه ي من اين بود كه دست كم امروز را در رامسر بمانم و از گل سرخ و كاخ شاه ديدن نمايم ، چيزي كه بي برو برگرد خود در گرو آرام بودن هوا بود . چون اگر چنين نبود ديگر نمي شد جايي رفت بويژه كه من چيزهايي مانند خودرو و چتر هم با خود نداشتم . اما ديشب را من تا ديرهنگام برنامه ي ورزشي نود مي ديدم و پس از آن بود كه خوابيدم . بر پايه ي هوا به هوا شدن هاي پشت سر هم و دگرگونيهاي پي در پي آب و هوايي در درازاي اين دو _ سه هفته ، همواره در آستانه ي سرماخوردگي بسر برده ام ، بويژه ديروز كه هواي جواهرده در برخي از زمانها و جاها بسيار ديگرگون و سرد بود . به هر روي در پيامد همه ي اينها من اكنون ديگر گلويم خارش دارد و گويا راستي راستي سرما خورده ام . ديشب حتي آبريزش و عطسه نيز داشتم گرچه اكنون اندكي كاهش يافته است . به هر روي ديگر چالوس را پشت سر گذاشته و از راه گردنه ي چالوس كه تا تهران دوروبر سدونود كيلومتر راه است ، اكنون در حال گذريم . دوروبر پيرامون سراسر كوه و درخت است هرچند از زيبايي ويژه اي برخوردار نيست ، و بر پایه ی همين نیز دوروبر نيمي از رهنوردان هم اكنون در خواب خرگوشي بسر مي برند . من هم در پيامد سرماخوردگيم سرم درد مي كند و نياز به آسايش و خواب دارم .


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه Mar 02, 2008 7:28 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: يکشنبه Mar 02, 2008 7:10 pm
پست ها : 26
ششم مهرماه هشتاد و چهار ، ساعت هفت و بيست و دو دقيقه : ديگر نزديك شهر خودمان هستم كه ميان (مركز) استانيست از استانهاي پيراموني ايران . تنها كمتر از بيست كيلومتر ديگر تا رسيدن به آهنگ گاه (مقصد)بازمانده . ما ديروز ساعت سيزده و بيست دقيقه تهران بوديم و من پس از پياده شدن در يكي از جايهاي تهران يكراست به ايستگاه خط واحد رفته و چهل و پنج دقيقه پس از آن پايانه ي ... بودم . تنها اندكي از ساعت چهارده گذشته بود هنگامي كه من به آنجا رسيدم . باز هم ولوو و كرايه ي ده هزار توماني آن و باز هم ماشين در آستانه ي راه افتادن و جنبش . به هيچ روي الاف نشدم ، به گونه اي كه حتي مجال خريدن يك روزنامه ي ورزشي ، يا آب خوردن ، يا حتي رفتن به دستشويي را هم نيافتم . با اين حال روانگان (مسافران) همگي در ماشين چشم براه نشسته بودند ، ولي ماشين كه بليت آن وابسته به ساعت سيزده و سي دقيقه بود اين بار هم زودتر از ساعت پانزده راه نيفتاد . به هر روي من خودم ساعت چهارده و پانزده دقيقه بود كه سوار شدم . بازمانده ي داستان ديگر گمان مي كنم بسيار روشن است : خستگي و ژوليدگي برخاسته از روانگيهاي (مسافرتهاي)پي در پي با اتوبوس كه اكنون ديگر از بيست و چهار ساعت هم در مي گذرد ، گريبانم را گرفته است . با اين حال ديشب در يكي از كافه هاي ميان راه شمار دوهزار تومان سوهان (چهار بسته ، هر بسته پانسد تومان ) و تخمه خريدم . ساندويچ و چاي هم خريدم . در همه ي درازي شب به آسودگي خوابيدم ، ولي اينگ گردنم كمي درد دارد ( گويا در هوده ي بد گذاشته شدن در هنگام خواب ) ، و سرماخوردگي آزارم مي داد . اين بار در ماشين هيچ فيلمي نمايش داده نشد ، ولي از رامسر تا تهران فيلم مونس را گذاشت كه من يكبار پيشتر نيز آنرا ديده بودم ، هرچند بيشترش از يادم رفته بود . آنجا با بيسكويت تنها و اينجا با آبميوه ي تنها ازمان پذيرايي كردند . گمان من اين است كه بسيار زود به آهنگ گاه رسيده ايم كه به هر روي خواست بنيادي نيز چيزي مگر اين نيست . به هر حال اين پايان آن سفر يا روانگي من بود كه در نوزده شهريورماه آغاز شده بود و امروز هم شش مهرماه است . ديشب با خود مي گفتم كه از اين روانگي به تاجيكستان مي توانم دست كم چند داستان خوب و آبدار دربياورم . ولي نه اكنون ، زيرا در اين زمان دل و دماغ پرداختن به چنين چيزي را ندارم ، براي فردا يا فرداهايي ديگر . رويهمرفته و در همه ي زندگي ،‌ به اندازه ي بسيار بالايي بي انگيزه شده ام .
از http://farhad22222222.blogfa.com/


بالا
 مشخصات  
 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه Jan 03, 2009 5:49 pm 
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه Sep 22, 2008 12:10 pm
پست ها : 3
سلاموستان اگر میتوانید در رابطه با دانشگاههای تاجیکستان و نحوه ثبت نام در دوره های کارشناسی ارشد کشاورزی و هزینه و غیره اطلاعاتی بدهید متشکرم


بالا
 مشخصات  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 13 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
cron