مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال امروز يکشنبه Nov 08, 2009 10:38 am

Welcome
کاربر گرامی!شما به صورت میهمان در انجمن هستید برای اینکه امکان نوشتن در انجمن را داشته باشید باید ابتدا ثبت نام کنید.اگر قبلا ثبت نام نموده اید با درج نام کاربری و رمز خود وارد سیستم شوید.



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 
ما و سیصد و برادر مسعود 
نويسنده پيغام
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه Feb 09, 2008 7:46 am
پست ها : 38
پست ما و سیصد و برادر مسعود
"در روزگاری که 3 زن در کابینه افغانستان که مدتی نیست زنانش از زیر برقع به در آمده اند، به وزارت رسیده اند و فرانسوی ها برای دولت خانم سگولن رویال آماده می شوند1" و دیگر نامزدی پست ریاست جمهوری و نخست وزیری برای زنان چانه زنی بر سر کلمه " رجال سیاسی" لازم ندارد اینجا در ایران زنان هنوز باید نگران باشند که که ماموران نیروی انتظامی سایز روسری شان را ملاک دستگیری قرار ندهند در این میان سخنگوی دولت علت پوشش نامناسب زنان را ثروت آنان میداند. کم مانده است جلوی در دانشگاهها دستگاه طیف سنج قرار دهند که رنگ مانتو و لباس و آرایش خانمها را با طولهای مجاز ربنگ در ایران بسنجند که مبادا رنگی تندتر باشد و روشن تر. گویا در اینجا هر چه تیره تر باشید مسلمان ترید. انگار اینجا زنان موجوداتی بالقوه تحریک کننده و اوروتیک اند که همواره باید با ابزاهای کنترلی جلوی تبدیل استعداد بالقوه را به بالفعل بگیرد و البته این نگاهی است که به زنان ایرانی در کل این تاریخ وجود داشته است. زنان هیچگاه در جامعه ایران اجازه بازیگری و ایفای نقش در مناسبات سیاسی اجتماعی و فرهنگی را نداشته اند. در کل تاریخ سیاست و فرهنگ ایران به گونه ای غریب زنان به چشم نمی خورند. انگار در این سرزمین زنی وجود نداشته است. به نظر نگارنده، نظر آنان که زنان را در جامعه ایرانی دارای " هژمونی پنهان" دانسته اند تنها پاک کردن صورت مسئله است. رسانه های رسمی همان تصویری را از زنان نشان میدهند که قبل از انقلاب دیده می شد ولی با رعایت حجاب شرعی. زنان درسریالهای تلویزیونی " موجوداتی " حاشیه ای اند یا مادرانی خوب و سازگار با الگوهای سنتی مادرانگی ، انسانهایی انفعالی و بدون واکنش و راضی به شرایط موجود. و جالب ان است که با هر خوانشی که مخالف این الگوها باشد برخورد می شود تا جایی که به عنوان مثال منیژه حکمت پس از سنگ اندازیهای شدید برای گرفتن مجوز ساخت فیلم باید اعلام کند که اگر مجوز ساخت نگیرد سیگار فروشی میکند. شاید یادمان رفته باشد که همین چند سال پیش عده ای از برادران ارزشمدار پرده سینماهای به نمایش دهنده بانوی اردیبهشت رخشان بنی اعتماد را که موضوعش تنها ازدواج دوم یک زن بود را به اتش کشیدند و شیشه ها شکستند تا برادر مسعود در هفته نامه اش فیلم را به ابتذال متهم کند و چند سال بعد " اخراجی هایش" را بسازد و دلش خوش باشد به اینکه پس از ساربانی کاروانهای زیارتی به مشهد و سوریه و ... و کشاورزی در زمینهای اطراف کرج حالا او را با مخملباف مقایسه میکنند که همه مان برویم ببینیم و بعد یادمان برود که چند ماه قبلش همین آقا استاد ارجمندی را که یکی از مهیب ترین ستونهای روشنفکری دینی است را " لایق کشته شدن" نمی دانست و طنز تلخ اینجاست که دکتر " ع.ا" که فریادهای ضد پوپولیستی اش گوش فلک را کرده است و همه هم می دانند چرا! یادش بیفتد که نامه بنویسد برای وزارت ارشاد و تقاضای استیفای حقوق از دست رفته فیلمی را کند که خود گوی ابتذال رااز موارد مشابهش برده است. براستی کدامیک نیازمند استیفای حقو قند ؟ ما را چه می شود که نمایش حقوق نادیده گرفته شده زنان این سرزمین را ابتذال میدانیم و آنگاه که در برابر این رونمایی درد موضع تند گرفته میشود دم بر نمی اوریم و قلم بر کاغذ نمی اوریم ولی برای دفاع از ارائه دم دستی ترین و سخیف ترین شوخی های چالی میدانی کاغذ سیاه میکنیم. خیلی دلم می خواست به برادر مسعودمان بگویم اگر واقعا معیار خوب بودن یک فیلم تنها برگزیده شدن فیلم توسط تماشاگران است خوب! برادرم "سلطان قلبها" و "صمد به شهر می رود" بسازید که خوب خواهد فروخت در این زمانه عوام زده که نان به نرخ روز خوران کم نیستند و " هر مزدوری دستوری و ... و هر مدبری دبیر و ... و هر شیطانی نایب دیوانی و هرجممالی از کثرت مال با جمالی و هر حمالی از مساعدت اقبال با فسحت حالی3"!

فیلم 300 کولاک کرده است. همه فریاد بر می آورند که این فیلم توهین آمیز است. روی ویترین هر مغازه ای اسم 300 به چشم می خورد و ما در حالی که قبول داریم این فیلم به ما توهین کرده است خوب داریم از قبل فروش آن پول در می اوریم ولی خوب در منطق ما ایرانی ها اصلا نباید این دو مسئله را باهم قاطی کرد! رگهایمان بدجوری از عصبانیت برامده . حیف که اینجا مثل شیرینی دانمارکی شیرینی آمریکایی نداریم وگرنه باور بفرمایید اسمش را عوض می کردیم می گذاشتیم " هخامنشی" شایدهم " هخامنشی اسلامی " که به هر حال اتحاد و انسجامش جور شود! و همزمان سی دی را در مقیاس وسیع می فروختیم تا همه بدانند که چطور به فرهنگ ملی باستانی ما سر سوزن هم ازان نمی دانیم توهین شده. حالا خودمانیم مگر ما چیز افتخارآمیزی هم داریم ؟ میزان مطالعه در ایران از چند دقیقه فراتر نمی رود. ریاکاری، تملق و ادعای همه چیز دانی جزوی از روان شناسی جامعه ماست. هنوز بهترین راه حل برای رفع تنش های روزمره جدل و دعواست. ! وضعیت حقوق شهروندیمان افتضاح است البته این بعید هم نیست چون عدم شناخت صحیح جامعه ایران از حقوق شهروندی را می توان به حساب یک امر افتخار امیز دیگر گذاشت که کلمه حقوق در معنای آکادمیکش در ایران 100 سال هم سابقه ندارد. افتخار دیگر اینکه از تاسیس اولین دانشگاه ایران 70 سال بیشتر نمی گذرد. محیط های دانشگاهیمان سرشار از ریاکاری ها ، بی اخلاقی های علمی و دورویی هاست . آلودگیهای زیست محیطی در ایران بیداد میکند. در سفرهای بین شهری به جاده های دور بر نگاهی بیندازد و مطمئن باشید که اینهمه پس مانده های غذایی و صنعتی را مردمانی از کره ای دیگر نریخته اند. همین دم گوش ما امارات دارد می شود قلب اکوتوریستی خاورمیانه و درست آنطرف سواحلش فاجعه بیداد میکند. این چیزها جدید هم نیست . تاریخ ایران از این افتخارات پر است. در زمان قاجاریه نیمی از خاک ایران را به اجنبی واگذار کردیم و بعد با افتخار اسم ناصر الدین شاه را گذاشتیم شاه شهید! البته کسی هم ما را مجبور نکرده بود. شاید هم آن موقع ها کسی با چمدانی از دلار می امد و مردم را به این امور تشویق می کرد ولی چون نماز جمعه برگزار نمی شد مردم نفهمیدند که همچین کسی آمده. در کل این تاریخ بگردید نشانی از دموکراسی به چشم نمی خورد. وقتی تاریخ این کشور را میخوانید میبینید پر است از مردمانی فریب خورده و مصلحانی به دار آویخته. کجای این تاریخ نخبه کشی جای افتخار دارد؟ به چه افتخار کنیم؟ به اینکه وقتی تاریخ ایران را ورق میزنید دموکراسی و آزادی و تحمل نظر مخالف و فرهنگ گفتگو در آن به قدری کم سوست که به چشم نمی آید. و هر حرکت ازادیخواهانه ای آنگاه که به ثمر نشست خود مولد یک دیکتاتوری جدید شد. منظورم از به چشم نیامدن دموکراسی و متعلقاتش صرفا نبود دولتهای دموکراتیک نیست. این امر شامل کل جامعه ایرانی اعم از مردم نیز می شود. در روانشناسی جمعی ایرانیها چنین نقصانی کاملا پیداست حتی حافظ بزرگ نیز " گفتگو " را "آیین درویشی " نمی داند و ابوعلی سینا نیز طرف گفتگو را به "خصم" گفتنی می راند که نشانه چنین طرز فکری در مناظره ای معروف با ابوریحان بیرونی پیداست. و همین روانشناسی جمعی به ما عادت داده که براحتی نتایج این اندیشه را فرافکنی کنیم. به گونه ای از تاریخ سخن میگوییم که انگار کسی چیزی از ابتدا مسیر این تاریخ را تعیین کرده است. یک جور "جاندار سازی"! مثلا میگوییم غرب ابتدا از طریق اطبا و مستشاران نظامی وارد شد و سپس طرحی دیگر در افکند. این جملات صرفا استعاره هایی ساده نیستند . مسئله این است که چگونه کل گرایی میکنیم و یک حوزه فکری بزرگ را به صورت یک کل واحد در نظر میگیریم. انگار همیشه یک موجود فرازمینی و یا غیر عادی این تاریخ را کنترل کرده است. یک جور جبر گرایی تاریخی که شکل ساده اش هم نظریه توطئه است. میز گرد میگذاریم تا ثابت کنیم هالیوود کار و زندگی اش را ول کرده و چسبیده به ما موجودات مهم تاریخ . کتاب مینویسد تا توطئه کند . فیلم می سازد تا توطئه کند . همه بدند فقط ما خوبیم و بعد نمیتوانیم یک فیلم در دفاع از خود بسازیم . و همچنان اسکندر و داریوش را هالیوود باید روایت کند و "ما"ی ما را به ما دیگر گونه باید نشان دهد. باید 300 بسازد و ما بهمان بر بخورد و اعتراض کنیم و یادمان رفته باشد که در کل نظام آموزشی ما از اول دبیرستان تا پایان دوره کارشناسی تعدا د صفحاتی که در مورد ایران باستان امده است از حد 100 صفحه فراتر نمیرود و آنهم در سالهای ابتدایی دبیرستان و کمی در راهنمایی است. گویا تاریخ باستان با سانسور شدید خبری! همراه است که وقتی مجموعه ای در رسانه "ملی" - که نامش جزو معدود لغات ادبیات رسمی است که کلمه "ملی" در آن بدون" اسلامی "بکار رفته است- در مورد آثار تاریخی ایران ساخته می شود و نوبت به تخت جمشید می رسد تنها نماهای هوایی و لانگ شات از تخت جمشید به همراه نریشن سخنان کورش در آن کتیبه معروف نشان داده می شود و ان چند نما هم تکراریست. همین ! و دیگر هیچ! در حالی که شرکت مایکروسافت در آمریکا در دایره المعارف الکترونیکی Encarta امکان سفر مجازی به تخت جمشید را در قسمت 3D Ancient Sites فراهم کرده است. و شما می توانید ضمن حرکت سه بعدی در اتاقها و سرسراهای کاخ پرسپولیس با کلیک روی هر قسمتی حتی پلکانها و سکوها می توانید به انبوهی از اطلاعات مستند، فیلم و عکس در آن مورد دسترسی داشته باشید. جالب آنجاست در این دایره المعارف زمانی که نامXerxes I (خشایار شاه ) را وارد کنید در توضیح نبرد Thermopylae (ترموپیل) آمده است که بر خلاف نظر هردوت که مرجع تاریخی ساخت فیلم 300 بوده افراد یونانی حاضر در نبرد ترموبیل تنها 300 نفر نبوده بلکه 1100تن از سربازان یونانی نیز در این جنگ 10 روزه حضور داشته اند که این 300 محافظ رسمی شاه لئونیداس را یاری می کردند4 .

وقتی آنها که برای زنده نگهداشتن هویت ملی ما زحمت کشیده اند اجازه نشر آثار مکتوب یا غیر مکتوب شان را ندارند، وقتی بیضایی تنها اسم آثارش گواه تلاشهای او در بازخوانی فرهنگ ملی است اینچنین گرفتار غرض ورزی هاست و "ایران سرای من است!" پرویز کیمیاوی سالهاست که اجازه پخش ندارد آیا نباید انتظار چنین ایران ترسی ها یی را در عرصه فرهنگ بصری جهان داشت. رسانه ملی آنگاه که سریالی ساخته می شود اسم تمام شخصیتهای منفی اعم از دزد و قاتل و ... کوروش و داریوش و خشایار و منیژه و ناتاشا و ... است و شخصیتهای خوب همه محمد و یاسر و میثم ! انگار در این سرزمین هر که اسمش اینچنین جزو اسامی ملی است بالقوه جنایتکار زاده می شود. با این وضعیت دیگر چه جای اعتراض که خود قبل از 300، بارها به خود توهین کرده ایم .

اگر سری به تخت جمشید زدید چیپسی بخرید و ماستی و بروید بنشینید روی یکی از سکوهای تخت جمشید و چیپس و ماستتان را بخورید و عکس یادگاری بگیرید و مطمئن باشید کسی بهتان گیر نمیدهد. در این سرزمین هنوز اهمیت سایز روسری و رنگ مانتو و پیرهن استین کوتاه از بازمانده های فرهنگ یک ملت مهم تر است!

پانوشت:

1- دو سطر ابتدای این یادداشت نقل به مضمونی است از یادداشت استاد عزیزم دکتر فیاض زاهد (اعتماد ملی – اردیبهشت 85) که خاطره جلسات گفتگویشان در سالهای ابتدایی دانشجویی فراموش ناشدنی است.

2- تاریخ جهانگشای جوینی

3- گفتگو آیین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم

قسمتی از متن انگلیسی مورد اشاره در دایره المعارف الکترونیکی Encartaاینچنین است:

The Greek historian Herodotus gives as the combined strength of Xerxes’ land and naval forces the incredible total of 2,641,610 warriors, but it was probably between 200,000 and 300,000. Xerxes is said to have crossed the Hellespont by a bridge of boats more than a kilometer in length and to have cut a canal through the isthmus of Mount Athos. During the spring of 480 bc he marched with his forces through Thrace, Thessaly (Thessalia), and Locris. At Thermopylae 300 Spartans, under their king, Leonidas I, and 1100 other Greeks made a courageous but futile stand, delaying the Persians for ten days.

همچنین در همین دایره المعارف در توضیح نبرد Thermopylae (ترموپیل) آمده است گویا هردوت قصد داشته با کم نشان دادن سپاه یونان این شکست را حماسی و قهرمانانه نشان دهد.

. : Thermopylae (Greek, “Hot Gates”), pass in ancient Greece, southeast of Lamiá, between Mount Oeta and the Malian Gulf and leading from Thessaly (Thessalia) into Locris. The name of the pass is taken from hot sulfur springs in the vicinity. Thermopylae was the main route by which an invading army could penetrate from the north into southern Greece. In ancient times it was a narrow track about 15 m (about 50 ft) wide passing under a cliff, but alluvial deposits have so altered the coastline that it is now a broad swampy plain from 2.4 to 4.8 km (1.5 to 3 mi) wide. During the Persian Wars, Thermopylae won eternal fame as the scene of the heroic death of Leonidas I and his 1400 men, 300 of whom were Spartans, in their attempt to stem the tide of Persian invasion in 480 bc. The Greeks were betrayed by Ephialtes, a Thessalian, into the hands of the Persians, who, by following a path over the mountain, attacked the Greeks from the rear. The Battle of Thermopylae was recorded by the Greek historian Herodotus in his History. Again, in 191 bc, the Seleucid king Antiochus III (the Great) was defeated while attempting to check the Romans at this point.



soilscience.blogfa.com/

------------------------------------------------


پنج شنبه Mar 06, 2008 9:27 am
مشخصات
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
Code:
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
Powered by phpBB © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB Group.
Forum theme by Vjacheslav Trushkin for Free Forum/DivisionCore.
Hosted by FreeForums.org | Create a free forum
phpBB Persian translated by : phpBBIran.com