امروز دوشنبه Nov 30, 2009 4:39 pm



Welcome
کاربر گرامی!شما به صورت میهمان در انجمن هستید برای اینکه امکان نوشتن در انجمن را داشته باشید باید ابتدا ثبت نام کنید.اگر قبلا ثبت نام نموده اید با درج نام کاربری و رمز خود وارد سیستم شوید.


ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: دوازده روز در تاجیکستان
پستارسال شده در: يکشنبه Mar 02, 2008 7:14 pm 
آفلاين
نماد کاربر

تاريخ عضويت: يکشنبه Mar 02, 2008 7:10 pm
پست ها : 26
ساعت بيست و يك ، ديسكوتك عسل آراي تلا در خيابان ساماني ، برابر با بيست و دوم سپتامبر دوهزار و پنج : بوي تند و بد پيوه كه با بوي سيگار آميخته است . شبنم كنار دستم . من به او دست نزدم . از او بدم مي آيد . ديگر فريب او را نخواهم خورد كه بخواهد ميزش را من بپردازم . نكته ي جالب امروز اين است که همان دختري كه در آش خانه ي رعنا گارسون مانند بود و پيمان بود من امشب سراغ او بروم ، اما بر پايه ي زشتي اش از این کار روي برتافتم ، اينك روبروي من ، كنار شبنم نشسته ! براستي هم ، اكنون كه دارم درست و از نزديك او را ورانداز مي كنم ، مي بينم كه درباره ي داوري پيرامون روي او هرگز به کژي نگراييده ام ، چون براستي خوبروي نيست ، و افزون بر اين چندان لاغر كه تو براي برقراري پيوستگي جنسي با او به هيچ روي اندك انگيزه و كششي در خود یافت نمی کنی! بر واژگون شبنم كه اين بار او در پيامد چاقي بدون كشش و هرگونه كشندگي سكسي است . به هر روي اين دختر كه آش خانه ي جايگاه كار او و رعنا در همين پيرامون است ، اكنون به درستي روشن مي شود كه آن همه چرند كه دیروز رعنا پيرامون او به هم بافته بود (مانند اين كه او را فريب داده و به سختي و با نيرنگ ازدواج او را راضي به انجام اين كار كرده است ) ، سخنان بي پايه اي بيش نبوده است ! یعنی بي دو دلي او تنها و تنها خانم بيوه اي است كه ناچار است براي گذران زندگي خود و شايد ديگر وابستگانش مانند فرزندان يا برادر و خواهر و ... از بام تا شام در يك آش خانه گارسوني كند يا دوری ( بشقاب ) بشويد ، و چون اين نيز هرگز بسنده نخواهد كرد ، پس در پايان كار روزانه ناگزیر از آمدن به اين بار است به اين اميد كه شانس آورده بتواند در اينجا داد و ستدی از گونه ای ديگر انجام دهد . كه بي دودلي اين داد و ستد از گونه ای دیگر بسيار پرسودتر از آن كار روزانه اش در آش خانه است ، و از ديدگاه تشنگی سكسی نيز او را بی نياز خواهد كرد ، زيرا او بيوه اي است كه به گمان من به اين زوديها بايد رنج بيوگي را بر خود هموار ، و اين شيوه را دنبال نماید . چون هم تيره است ، هم لاغر و زشت . به هر روي در اين هنگام ، كه آغاز كار اين ديسكوتك است (ساعت بیست و یک به گاه تاجيكستان و برابر با بیست و سي دقيقه به گاه ايران) ، بار كم رفت و آمد و هم اكنون بر سر سه تا از ميزها كساني با اين ويژگيها خودنمایی می کنند : سر يكي از ميزها من و شبنم و دخترك گارسون ، سر ميز ديگر دو پسر با يك دختر پيوه مي خورند ، و بر سر ميز سوم پسری با دختري بسيار زيبا كه آدم را براستي به ياد اين شعر سعدي (هرگز حسد نبرديم ، بر منصبي و مالي – الا بر آن كه دارد ، با دلبري وصالي) مي اندازد ، تنها چند آن پیش بدرون بار پای گذاشته به جرگه ي ما پيوستند . به هر روي روشن است كه من كمي زود آمده ام . پيامد رويدادهاي اين چند روز پاياني و آبديده شدن ، شوربختانه اين است كه ديگر جربزه نداشته باشي آزادانه در شهر رفت و آمد كني . ناچارم در همين ديسكوتك يا بار خودم را به گونه اي سرگرم كنم تا ديرهنگام كه ديگر دختران زيباتر و اهل داد و ستد هم سربرسند .



h: lo:


بالا
 مشخصات  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به: